هنوز هم باورم نمي شود

 كه ديگر او رفته است....

اما سخت تر از آن باور

 ديگر باوري به روي دلم سنگين تر است

كه او فروخته بود به نگاه يك هرزه گرد

چشمان معصومم را ...

كه جز روي او روي كسي ديگر نديده بود....

كاش آنكس كه بخاطرش از من گذشته بود

تار مويش ارزشش به تار موي من بود

آري هنوز هم باورم نميشود كه او بي وفاست

كاش قبل رفتنم پشيمان شود از اين معامله اش

امضا: عسل