گناه كبيره
مي گفت ظلمي نكرده ام ...اما كرده بود
همين بس كه دلم را شكسته بود
گفت حلالم كن قاطع گفتم كه نه !
اما زودتر از اينها بخشيده بودمش
بي وفايي كرد در جواب وفاداريم
با اينكه خودش ميگفت گناه خيانت - كبيره است
يكبار نشد به اندازه من عاشق شود
كاش يك لحظه مراعات دلم مي كرد
ممكن نبود يك شبم با ياد او سحر شود
هرچند گفتنش سخت است اما....
آن شب ها او در خيال مه چهره خود بود..!
برايش مه چهره نبوده ام شايد ..نميدانم..اما...
خودش ميگفت مهتاب شب هاي تيره اش هستم

امضا: عسل
+ نوشته شده در پنجشنبه بیست و پنجم خرداد ۱۳۹۱ ساعت 13:52 توسط عسل بانو
|